۱۳۹۱ تیر ۵, دوشنبه

عمری دگر بباید

واقعا دلیل این همه سرگردونی چیه؟ دنبال چی هستی؟ چیه که قراره تورو آروم کنه! اونی که باید باشه تا منجیت باشه، واقعیه یا فقط توهم توئه؟ توی کتاب، فیلم، وبلاگ ها، گودر، پلاس، سیاست، هنر، شعر و موسیقی و چی و چی و چی ، چیزی قرار پیدا بشه؟ خب دیدی کار کردن هم اون چیزی نبود که بخواد غرقت کنه؟ نذاشتن که جذابیتی برات داشته باشه جز اینکه وابسته پول باشی! 
مذهب هم برات نموند! نذاشتن که بمونه لعنتی های بی شرف ...
آدم ها هم دونه دونه اول شوکه ات میکنن و بعد ناامید
آخه چرا اینجوری هستن؟ چرا گورشونو گم نمیکنن؟ من امید میخوام 
به زندگی
به آدم ها
به کار
به آینده

۱۳۹۱ تیر ۲, جمعه

باید قلبی باشه

خیلی از ناامیدی ها از جایی شروع میشن که تنها هستی و اعتقاد قلبی به این نداری که برای رسیدن باید زحمت بکشی.

۱۳۹۱ خرداد ۱۶, سه‌شنبه

دوست

می بینی چقدر جات خالیه
...
کسی نیست جاتو پر کنه
حتی اگه خودم بخوام
کسی باشه که براش از کارم بگم، از آرزو، حتی غر بزنم
از چیزایی که برای همه خسته کننده اس جز برای تو، بدون اینکه با موبایلت ور بری و الکی بگی چه جالب!
کلی حرف تلنبار شده، لامصب خستم کرده، حرفایی که موقتی فراموشم میشه اما حل نمیشن
خوب میفهمم که نیستی
خووب